خانه عناوین مطالب تماس با من

تجربیات آزاد یک روانشناس

تجربیات آزاد یک روانشناس

درباره من

من بامدادم خسته بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. هرچند جنگی از این فرساینده تر نیست، که پیش از آن که باره برانگیزی آگاهی که سایه ی عظیم کرکسی گشوده بال بر سراسر میدان گذشته است: تقدیر از تو گدازی خون آلوده در خاک کرده است و تو را از شکست و مرگ گزیر نیست ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • موسسه مادران امروز (مام)
  • خانه‌ی روانشناسی زمین
  • موسسه پژوهشی کودکان دنیا
  • انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران
  • انجمن حمایت از حقوق کودکان (SPRC)
  • انستیتو روانکاوی تهران
  • انجمن روانشناسی آمریکا(APA)
  • انجمن روانشناسی ایران (IPA)
  • آکادمی روانشناسی بالینی

پیوندها

  • خاطرات مانای مهاجر
  • جهان من
  • روزها
  • کاوه در آینه
  • پنجره‌ی نیمه باز
  • گفته‌ها
  • روایتی که زیسته نشده ارزش شنیدن ندارد
  • دخمه

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • سوسک
  • Entering the World of Spirituality
  • شک!
  • در باب همدلی...
  • مهدی را هم گرفتند... مهدی را !!!
  • روانشناس
  • ب ا ز گ ش ت
  • The Secret
  • .
  • Sad Birthday
  • ندا
  • آرزو...
  • و باز هم...
  • بی‌خانمان
  • کودکی که باید دیگر شب‌ها در اتاق خودش بخوابد...

بایگانی

  • تیر 1390 1
  • فروردین 1390 3
  • بهمن 1389 2
  • دی 1389 1
  • تیر 1389 4
  • خرداد 1389 1
  • اردیبهشت 1389 3
  • فروردین 1389 5
  • اسفند 1388 7
  • بهمن 1388 14

آمار : 36802 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • روانشناسی کودک نوپای من است پنج‌شنبه 15 بهمن 1388 14:16
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 یکی از موضوعاتی که من حتما دلم می‌خواهد اینجا بگویم این است که من با بدبینی‌های گاها بی‌رحمانه در مورد روانشناسی واقعا مشکل دارم و با آن‌ها عمیقا مخالفم. علی‌رغم تمام ایرادات و هشدارهایی که ما در مورد درمان...
  • آیا مراقب هستیم که به جای درمانگر، تجاوزگر نباشیم؟... چهارشنبه 14 بهمن 1388 20:13
    Caution...! Therapist => The Rapist
  • دغدغه سه‌شنبه 13 بهمن 1388 10:40
    این روزا دغدغم کاره و مفید بودن... به طور کاملا ملموسی احتیاج دارم به اینکه بودنم با نبودنم تفاوت داشته باشه و این تفاوت واقعا ملموس باشه... به شدت کتاب می‌خونم و سعی می‌کنم اطلاعاتمو اضافه کنم. البته این‌دفعه درست عکس دانشگاه، تک‌تک کتابایی که می‌خونم کاربردین و بدردبخور تو کار مستقیم... دارم از شنبه می‌رم...
  • :) یکشنبه 11 بهمن 1388 12:23
    چقدر خوشوقتم که قوی‌ترین واکنش ذهنم امروز، نه افسوس و نه خشم بلکه سوالی بود با محتوای اینکه «چه باید کرد؟...»
  • ... شنبه 10 بهمن 1388 12:07
    اجازه بدین یه کم فکر کنم...
  • یک تشکر جمعه 9 بهمن 1388 17:52
    می‌خواستم یادداشت دیگه‌ای بذارم، اما دغدغه‌ و حس این لحظم چیز دیگه‌ایه... ماجرای راه‌اندازی این وبلاگ هم مثل خیلی از ماجراهای دیگه، بعد از اتفاق افتادن، کارکردهای جالب‌تر خودشو بهم نشون داد. وقتی به نوشتن فکر کردم، ذهنیتم فقط نوشتن بود و حتی از اول به وبلاگ فکر نکرده بودم و می‌خواستم یه دفتر بردارم و این چیزا رو هر...
  • واکنش‌های دیگران به فرد افسرده (۳) پنج‌شنبه 8 بهمن 1388 10:01
    تو که خودت روانشناسی پس چطور افسرده شدی؟!... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA این واکنش سوم که البته فقط به «روانشناسان» افسرده نشون داده میشه ، دیگه از اون حرف‌هاست...!!! اینکه بعضی از افراد انتظار دارند که یک روانشناس، نماد یک انسان سالم باشه و در طول زندگی خودش، هیچ نوع تجربه‌ای در زمینه‌ی مشکلات...
  • واکنش‌های دیگران به فرد افسرده (۲) سه‌شنبه 6 بهمن 1388 12:53
    کمی‌نگری، مقایسه و نصیحت Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA با معلم آواز من حمید پناهی همتون به خوبی آشنایی دارین، چون این آدم همون کسی بوده که بالای سر ندا آغاسل‌طان داد میزد و می‌گفت: «ندا بمون...!!»... لازم به توضیح نیست که بگم این آدم از اون روز تا حالا درگیر چه جور ماجراهایی بوده و چقدر عذاب کشیده.... از...
  • واکنش‌های دیگران به فرد افسرده (۱) یکشنبه 4 بهمن 1388 21:13
    تو اگر افسرده‌ای پس چطور اینقدر می‌خندی؟!... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA بدبختی افسردگی خفیف (و احتمالا حتی افسردگی متوسط) اینه که دیگران در حالت معمول (بدون اینکه براشون توضیح بدی)، به هیچ وجه نمیتونن از حالت‌های درونی تو آگاه بشن و ابدا نمی‌تونن حدس بزنن که تو ممکنه افسرده باشی. یعنی در واقع نمی‌تونن...
  • کمیت و کیفیت افسردگی من شنبه 3 بهمن 1388 21:14
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA فکر می‌‌کنم افسردگیم حالا دیگه حالت جدی‌تری به خودش گرفته و اگرچه تست بک، «افسردگی خفیف» رو نشون میده که احتمالا درست هم هست، همین میزان کافیه تا من نشانه‌های یک بیماری روانی و همین طور گاها (معمولا شب‌ها و روزهای تعطیل)، یک درد شدید روحی رو در درونم حس کنم. البته واضحه که...
  • چرا می‌نویسم؟... شنبه 3 بهمن 1388 12:38
    وقتی دیدم که افسردگیم جدی‌تر شده، وقتی دیدم که اطرافیان، معمولا در چنین شرایطی چه واکنش‌هایی نشون میدن،چیا به آدم میگن، چه توصیه‌هایی میکنن و چقدر درک وضعیت روانی فرد افسرده براشون سخت و بغرنجه، تصمیم گرفتم تمام حالتام رو ثبت کنم. حیفم اومد چنین تجربه ای از دست بره، حیفم اومد که بعدا اگه یه روزی بهبود پیدا کردم (ان...
  • 41
  • 1
  • صفحه 2